تبليغاتX
دروغ
کمی خودم ، کمی نوشته ها

دوران دانشجویی هر روز از هفته یا هر ساعتی از شبانه روز که می رفتی حافظیه حداقل دو سه تا از رفقای دانشکده رو می دیدی. پایییز پیش هم که بعد از سال ها رفته بودم چشمم دنبال بچه ها می گشت. مثله این روزا که نا امیدانه دنبال فکری ، حسی یا آرزویی یا چیزی می گردم که دوباره بتونم برسم به درس و مشق. حدود 1 ماهی داره میشه که درس تعطیل شده. 

شرمنده! خودم هم از نق زدن بدم میاد ولی فک کردم سال جدیدی باید آپ کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 15:52  توسط نویدرضا  |