تبليغاتX
دروغ
کمی خودم ، کمی نوشته ها

تنها ۲ روز بعد از صدور بخشنامه از سوی قوی خر تو خر قضائیه اصلاحیه می آید که این بخشنامه حکم قصاص را شامل نمی شود که از حق الناس است و ... تازه سال ۸۴ هم آیت ا... شاهرودی بخشنامه ای اینچونین صادر نموده بودند اما قضات کشور با این توجیه که نمی شود به استناد به بخشنامه در مقابل قانون حکم صادرکرد به ادامه تجویز اعدام برای جوانان پرداختند.و جالب تر اینکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی طرحی از جانب دولت به مجلس اصولگرای هفتم میرود مبنی بر برخورد معتدل تر با نوجوانان و کودکان که همچنان نوبت رسیدگی به آن نرسیده. گویا عجله فقط برای جنایت در خانواده و "ارتداد قانونی" جایز است.

پرونده زهرا بنی یعقوب بماند تا ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 14:36  توسط نویدرضا  | 

25

در محله قبلی ما خانم تنها و مسنی زندگی می کرد که بعدها فهمیدم معلم باز نشسته بوده . یک روز ظهر که فکر می کنم  یکی از ماه های پاییزبود،  وقتی با همکلاسی ها به کوچه مان رسیدیم جلوی خانه اش چند ماشین پلیس و یک آمبولانس همراه با تعداد زیادی مامورو همسایه ها تجمع کرده بودند. سر ناهار مادر برا یمان تعریف  کرد که چه طور همسایه ها به در باز خانه مشکوک می شوند و بعد از کلی زنگ و درزدن وارد خانه می شوند و با تن خونی خانم مسن که 25 جای کارد رویش بود مواجه می شوند.تا مدتها بعد از آن اگر توپ بازیمان آنطرف کوچه می افتا د بین همبازی ها برای شانه خالی کردن از آوردنش مشاجره بود. الان یا من یادم نمی آید یا اصلا قاتل پیدا نشد ، نمی دانم. گویا اشیا خانه هم کم نشده بودند که بحث   دزدی در کار باشد .شاید باز هم  یادم نیست ولی کسی را ندیدیم که وارث یا از بستگان خانم باشد. در همان عوالم کودکی چند شبی  کابوس 25 زخم پارگی چاقورا دیدم. مادرم راست می گفت یا مبالغه می کرد؟

 قبلتر خانوم را اینطور میشناختم که شب ها خیلی زود می خوابید. تقریبا غروب پنجره های روشنش خاموش می شدند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 23:9  توسط نویدرضا  |