تبليغاتX
دروغ
کمی خودم ، کمی نوشته ها
امروز این پست باید با این تیتر درشت شروع می شد. " تمام شد" .

اما نشد. ۲ تا امضا دیگه از تسویه حساب خدمتیم مونده بود تا به این تیتر برسم که ...

" گزارش گم شدن کارت ترددت به ما نرسده " اینو مسئول صدور کارت گفت.منم رو نوشت نامه ای که به اون نا ارسال شده بود رو براش بردم .تاریخ نامه بود ۲/۴/۸۶ .یک رو نوشت از این نامه همون موقع به بازرسی و دژبان و حفاظت رسیده بود.

گفتن باید گردش کار بشه و یک هفته طول میکشه.و نتیجش می تونه ۲۵ روز اضافه خدمت باشه یا حدود ۵۰ تومان جریمه نقدی.

نظرتون چیه من هنوز زنده ام و منفجر نشدم. این درد ها رو به کی باید بگم . سرم رو رو شونه دماوند هم که بذارم از طنین پر تنش قلبم چالاک می شه.

چه قدر دیگه ؟!

کجایی " ن "؟!

 کجایی هامان؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:40  توسط نویدرضا  | 

ماشه نمی چکد

سیگار جواب نمی دهد               

                    انگشتها مرددند

                       پاییز رختخوابش را پهن کرده

     و در عمق هیچ جنگلی

                       چریکی  ترانه نمی خواند.

۱۳/۸/۸۶

 

 

حریری به روی چشم و

یا گره ای در گلو

ور روز هایی که گم نمی شوند  

" کلوز آپ لبخندی کودکانه"

در خردسالی

اتاق بزرگتر بود

روزها کشیده تر و شب ها به صبح ختم می شد

غم    در نهایت             طعم کاکائو داشت

و جای بوسه چرک نمی کرد                 هرچند

چرک خاکستری با آرام بخش می خشکد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 19:1  توسط نویدرضا  |